خانواده و انواع آن
خانواده و انواع آن

تعريف خانواده : در نظر بسياري از مردم خانواده به منزله واحد اجتماعي(Social unit) است كه شامل يك زوج متأهل و فرزندانشان است و در خانه اي در كنار هم زندگي مي كنند.
تعريف خانواده از نظر راجرز(Carl Ragers):
"خانواده نظام نيمه بسته اي است كه نقش ارتباطات داخلي را ايفا مي كند، و داراي اعضايي است كه وضعيتها و مقامهاي مختلفي را در خانواده و اجتماع احراز كرده و با توجه به محتواي وضعيتها ،افكار و ارتباطات خويشاوندي كه مورد تأييد جامعه اي است كه خانواده جزء لاينفك آن است، ايفاي نقش مي كند."
تعريف خانواده از نظر مُرداك (Murdock):
"خانواده يك گروه اجتماعي است كه اعضاي آن به وسيله دودمان، ازدواج يا فرزند خواندگي با يكديگر پيود برقرار مي كنند و نيز كساني كه در زندگي باهم از تشريك مساعي در تأمين درآمد، اقتصاد زندگي و نگهداري از فرزندان برخوردار هستند."
پروفسور روزنبام (Rosenbaum) : با بررسي حدود چهارصد اثر علمي در زمينه جامعه و خانواده مينويسد: " كليه تعاريف و برداشتهاي متفاوت از جامعه شناسي خانواده در آلمان غربي، داراي دو وجه مشترك هستند:
1. خانواده گروه كوچكي است كه ويژگي اساسي و غير قابل تفكيك آن، صميميت آن است.
2. اجتماعي كردن نسل آينده جزء بديهيترين، اساسي ترين و اصلي ترين وظايف خانواده است.
تيپهاي خانواده:
خانواده را از حيث كيفيت روابط دروني و ميزان استحكام آنها، مي توان به چهار تيپ تقسيم نمود كه هر يك ويژگيها، كاركردها و تأثيرات خاص خود را داراست. اين تيپها عبارتند از:
1. خانواده متلاشي(broken home )
2. خانواده متزلزل( unbalanced )
3. خانواده متعادل ( balanced family )
4. خانواده متعالي ( transcendental family )
الف) خانواده متلاشي :
عبارت است از اينكه يك يا چند تن از اعضاي خانواده به علت شكستن واحد خانوادگي يا تجزيه برخي از نقشها از عهده انجام تكاليف ناشي از نقش خود آنطور كه بايد و شايد برنيامده اند.
انواع خانواده گسيخته:
1. عدم ثبات: واحد خانوادگي كامل نشده است و مي توان آنرا جزء انواع عدم موفقيت در ايفاي نقش درخانواده به حساب آورد زيرا پدر يا شوهر وجود ندارد و در نتيجه وظايف خود را انجام نميدهند و اين وظايف توسط جامعه يا مادر انجام مي گيرد.
2. فسخ،جدايي، طلاق و ترك: در اينجا تجزيه ناشي از تصميم يكي از همسران بر جدايي است.
3. خانواده درون تهي(empty shell family) : اعضاي آن با هم زندگي مي كنند ولي روابط و كنشمتقابل با يكديگر ندارند(طلاق رواني).
4. غيبت غير ارادي يك از دو همسر: مرگ، زندان، جنگ و يا به هردليل.
5. عدم موفقيت غير ارادي: مثل بيماري رواني ، جسمي و ...
ب) خانواده متزلزل:
خانواده دشوار، نابسامان و نامتعادل نيز ناميده مي شود.
ويژگيها: در خانواده متزلزل ...
-
خانواده، از هدف اصلي زندگي بازمانده و آرمانش را از دست داده است.
· جايگاه و منزلت برخي اعضا، مشخص نبوده يا حفظ نگرديده است.
· فرداي روشن و اميد به زندگي وجود ندارد.
· مديريت تجزيه شده و تصميم گيري در آن به غايت دشوار است.
· جاذبيت زندگي به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش يافته و انگيزه چنداني براي پايبندي اعضاي آن به ميثاق زندگي وجود ندارد.
· مسئوليت پذيري از توزيع عادلانه اي برخوردار نيست و در قبال ايفاي وظايف، برخورد مشوقانه صورت نمي گيرد.
· مشكلات و مسائل جزئي به سادگي به بحران يا تشنج تبديل مي شود.
· انتقادهاي اعضاء از يكديگر به شكلي مستقيم ، مستمر و غير منصفانه صورت مي گيرد.
در خانواده متزلزل، ساختار خانواده قابل ترميم بوده و با بهره گيري از شيوه هاي درماني به ويژه خانواده درماني (family therapy) توانايي افراد براي غلبه بر مشكلات افزايش مي يابد و به تدريج به الگوي خانواده متعادل نزديك ميشود.
ج) خانواده متعادل:
خانواده بهنجار(normal) ، متوازن و موفق نيز گفته مي شود.
ويژگيها : در خانواده متعادل...
· هر فرد در موقعيت واقعي خويش قرار گرفته و از جانب ديگران نيز مورد حمايت و تأييد واقع مي گردد.
· عواطف، مسوليتها و امتيازات به طور عادلانه ميان افراد توزيع مي شود.
· امنيت و جذابيت كافي براي افراد وجود داشته و چيزي بر دلبستگي به خانواده ، ترجيح داده نمي شود.
· مديريت متكي بر روابط انساني و برخوردار از مشورت و هماهنگي با افراد، اعمال مي شود.
· رويكرد مثبت به انسان، زندگي ، نقشها و آينده وجود دارد.
· انتقادها،به شيوه اي غير مستقيم ، موردي، فردي و منصفانه انجام مي گيرد.
· مشكلات از افراد تفكيك شده به جاي حمله به فرد ، تلاش براي بازشناسي مسأله و حل آن انجام مي گيرد.
· تبادل عاطفي به شيوه هاي قلبي ، كلامي و عملي انجام مي گيرد.
در اينجا لازم به توضيح است كه همه خانواده ها معمولاً در زمان ازدواج در حالت تعادل قرار دارند ولي بعضي از آنها متأسفانه بعداً رو به تزلزل پيش ميروند كه معمولاً مدت زماني نياز هست تا مجدداً اين خانواده ها به يك ثبات نسبي برسند و به سوي تعادل بروند. اضافه شدن فرزند به خانواده ها در زماني كه هنوز ثبات لازم راكسب نكردهاند ميتواند آسيب هايي را به اين خانواده ها وارد سازد . براي پيشگيري از اين مشكلات ، توصيه ميشود خانوادههادر فرزند آوري عجله نكرده و بعد از ثبوت كامل در خانواده خود اقدام به اين كار نمايند.
د) خانواده متعالي:
با عنوان متكامل ، بالنده، و خودشكوفا نيز شناخته مي شود.
ويژگيها : در خانواده متعالي ...
· نه تنها مشكلات مورد بررسي قرار مي گيرد و تلاش براي حل آنها مي شود(خانواده متعادل) بلكه ظرفيتها و استعدادهاي افراد تا مرز خودشكوفايي مورد استفاده قرار مي گيرد.
· توجه افراد غالباً معطوف به آينده است و در آينده زندگي مي كنند. به هدفي نياز دارند كه توجهشان را به آينده معطوف سازد.
· افراد از هويتي پرمعنا، روشن و منسجم برخوردار هستند.
· افراد نه تنها به رشد و پيشرفت خويش ، بلكه به اعتلاي جمعي اعضاي خانواده مي انديشند و براي تحقق آن، طرح و انديشه جديدي ارائه مي دهند.
· كار و مسئوليت ، به زندگي معنا و دوام مي بخشد.
· تعقيب هدف ، هيچگاه پايان نمي يابد، اگر هدفي را بايد كنار گذاشت ، بايد بي درنگ انگيزه نويني آفريد.
· تلاش افراد معطوف به دستيابي به تجربه اوج (climax experience) است. همكاري و اشتراك مساعي ديگران، تحقق اين هدف را تسهيل مي نمايد.
تفسير و تعبير وقايع و رويدادهاي زندگي خوش بينانه است. هر شكست، يك تجربه و فرصتي براي ارزيابي موقعيت
