فرهنگ جامعه و بهداشت
فرهنگ جامعه و بهداشت

رفتارها و عکسالعملهای افراد در جامعه در مقابل پدیده تندرستی و مسائل مرتبط با آن جزئی از نظام کلی رفتاری فرد محسوب میشوند. آداب و روشهای حفظ تندرستی، تشخیص فرد بیمار، نحوه برطرف کردن نیازمندیهای بیمار و سنتهای مرتبط با حفظ و مراقبت و رفتار با او از طریق فرهنگ تعیین میشوند. اما در عین حال این گونه از عوامل تعیین کننده فرهنگی می توانند از سوی دیگر دشواریهایی نیز در راه پذیرش روشهای جدید پیشگیری و درمان به وجود آورند.
فرهنگها افراد را با روشهای خاص خود پرورش میدهند. شناخت علت بیماریها در فرهنگهای مختلف ابعاد متفاوتی دارد. بشر همواره در صدد پاسخ دادن به این سوال بوده است که علت ایجاد بیماری چیست؟ دلایلی که افراد و گروهها در جهت پاسخ به این سوال ارائه میکنند جنبههای مختلف خرافی، علمی و مذهبی دارند.
اعتقاد به جادوی مخالفان(شور چشمی)، تأثیر بادها در ایجاد بیماری، جن زدگی و ... و یا حتی گاه بیماری مسئلهای کاملاًعادی تلقی میگردد و در مواردی تحت تأثیر عقاید مذهبی آن را یکی از الطاف الهی میدانند، و راهی برای تزکیه روحی و ارتقاء محسوب میگردد.
مسألهای که در اینجا مطرح است روابط یا نحوه تطابق انسان با این پدیدهها است، و از آنجا که آمادگیهای روانی افراد در برخورد با مسائل متفاوت است کیفیت عکسالعمل روانی فرد در مقابل این تأثیرات اهمیت پیدا میکند.
خانواده از مهمترین نهادهای اجتماعی جوامع انسانی و از زمینههایی است که در بحث از بهداشت و بیماری باید مورد توجه قرار گیرد. منشاء تشکیل خانواده، در صورت عادی خود ازدواج است. این رابطه نتایج غیر قابل تردیدی در نحوه تطابق بعدی اعضاء آن از نظر روابط زن و شوهر و نیز روابط آنان با فرزندان دارد.
روانکاوان عقیده دارند که ریشه بسیاری از انحرافات شخصیتی را باید در پرورش نخستین خانوادگی جستجو کرد. به طور کلی نقش خانواده را از نظر امکان دخالت آن در بروز بیماریها میتوانیم در چند دسته زیر مورد توجه قرار دهیم:
- میزان سازگاری و کیفیت روابط عاطفی زن و شوهر و دیگر افرادی که هسته اصلی خانواده را تشکیل میدهند
- نقش آموزشی خانواده و اهمیت آن در رشد شخصیت.
- روابط عاطفی فرزند و خانواده
- مسائل جسمانی و روانی ناشی از زندگی خانوادگی
در هر یک از چند جنبه بالا عوامل بیشماری وجود دارد که در ساختن چهارچوب کلی شخصیت کودک مؤثر است. مسائل موجود در داخل خانواده و نحوه پرورش والدین، از نظر ایجاد رفتارهایی مثل: کم روئی، خشونت، خجالت، ترس، تسلیم و اطاعت یا حالات مشابه آن ریشه بسیاری از مشکلات روانی است.
سازمانهای آموزشی نیز یکی از نهادهای اصلی اجتماعی است، محیط مؤسسات آموزشی در سطوح کودکستان، دبستان،راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه از عواملی است که اثر اساسی در شرایط بهداشتی محصلین دارد. پرورش روانی در آموزشگاه در حقیقت دنباله پرورش شخصیت در خانواده است و عوامل منفی احتمالی موجود در آموزشگاهها وقتی بیشتر تشدید میشود که در خانواده مسائلی چون از همگسیختگی و فقدان پیوندهای عاطفی در کار باشد.
تا چندی پیش در کشور ایران تنبیه، از لوازمی بود که میتوانستیم در هر مکتب، نشانی از آن بگیریم که عامل مهمی در بروز عوارض مختلف نظیر اضطراب، استرس، بیم از آینده و افسردگی و خودکشی بودهاند که همگی در نفی تندرستی و بهداشت جامعه عمل مینمودند.
آنچه که امروز از وظایف آموزشگاهها شناخته شده، سنجش میزان هوش و استعداد و پی بردن به مسائل عاطفی و نیز هدایت تحصیلی و شغلی در جهت علائق و استعدادها ست. زیرا این فعالیتها نقش قاطعی در تطابق اجتماعی محصلین و زندگی بعدی آنان دارد. به طوری که در تمام مدت عمر، آموزش و پرورش نخستین دانشآموز در زندگیش مؤثر میافتد.
نتیجه کلی آن که فرهنگ و نهادهای اجتماعی مانند آموزش و پرورش، مذهب و خانواده؛ مبانی حیات اجتماعی را به وجود میآورند که با نهاد اجتماعی بهداشت در رابطه مستقیم هستند.
ارائه دقیق ترین و جالب ترین اطلاعات در مورد شما!!!
پاسخ تمام سوالات در مورد خصوصیات خودتان را در اینجا پیدا می کنید!!!
