راهکارهای ارتقای سلامت
راهكارهاي ارتقاي سلامت در جمهوري اسلامي ايران

در تعريف سلامت، معتقديم تنها نبود بيماري مطرح نيست بلكه ارتقاي سلامت نيز بايد مد نظر باشد. همچنين سلامت را تنها در قالب بُعد جسمي نمي شناسيم بلكه جامعيّتي براي آن قائل هستيم كه دوري از آن معرّف نقصان عملكرد است. سلامت بايد در ابعاد جسمي، روحي، اجتماعي و معنوي، مورد توجه قرار گيرد. اين چهار بعد كه مستلزم ديدگاه جامع (Comprehensive) بر امور برنامه ريزي و اجراي مختصات ديگري را نيز ميطلبد مثل خدمات و مراقبتهاي ادغام يافته (Integration) و برنامه ريزي براي همه سنين اگر چه ممكن است اجراء برنامه اي را براي سن يا گروه خاصي شروع كنيم ولي برنامه ريزي و اجرا در همه زمينه ها براي هر دو جنس بايد مدّ نظر باشد و در تمام برنامه هاي تامين و ارتقاي سلامت بايد هر دو جنس مورد عنايت قرار گيرند و هرگز حتي در موارد اختصاصي يك جنس به آن بسنده نكنيم. لهذا با چنين شناختي از سلامت براي ارتقاي آن چهارچوب اجرايي زير را پيشنهاد ميشود :
تامين و ارتقاي سلامت در دو مقوله جداگانه و كاملا مرتبط با هم ديده مي شوند : الف) بهبود شيوة زندگي (Life style) ب) مراقبت از بيماريها موضوع توانبخشي را ميتوان شاخه سوّم اين عملكرد، شناخت ولي براي جلوگيري از اطاله كلام ميتوان آن را در مقوله هاي الف و ب ملاحظه كرد.
طبيعي است كه براي ارتقاي سلامت، نيازمند اصلاح شيوة زندگي هستيم. اگر ما بدانيم چگونه بنشينيم، چطور بخوابيم، چه غذاهايي مصرف كنيم، چگونه به بيماري مبتلا نشويم، چطور با مردم و جامعه رابطه برقرار كنيم، چگونه محيط زيست خود را حفظ نماييم، چگونه هزينه كنيم، چطور پس انداز نماييم و . . . يعني شيوة زندگي خود را بهبود ببخشيم، آنگاه به ارتقاي سلامت، دست يافته ايم. يادآور ميشود كه در تعريفي كه سازمان جهاني بهداشت از ابعاد مختلف سلامت، ارائه داده است در مجموع، آسايش همه جانبة انسان را محور قرار داده و جالب توجّه است كه حكيم نظامي گنجوي هم در كتاب نفيس پنج گنج خود، سلامت را حول همين محور، تعريف كرده و صراحتا ميگويد؛ سلامت به اقليم آسودگيست (سلامت = آسودگي جسمي، رواني، اجتماعي . ) و بنابراين به منظور بهبود شيوة زندگي و دستيابي به اقليم آسودگي، رعايت اصول زير، از اهميت والايي برخوردار است :
1 ـ توانمندسازي مردم به منظور تامين و ارتقاي سلامت
2 ـ جلب همكاريهاي بين بخشي
بدون شك، اين دو استراتژي، روشهاي مختلفي را براي پياده شدن، ميطلبد. براي توانمندسازي مردم، علاوه بر انتقال آگاهي ضرورت دارد زمينه هاي اعتقاد و عمل هم فراهم آيد تا مجموعا به تغيير رفتار مناسب و توانمندانه، تبديل شود. و براي ماندگاري اين تغيير رفتار، ضرورت دارد عمل، به يك فرهنگ عمومي تبديل شود تا عامل محرّكه اي براي اجراي آن توسط افراد نيز تلقي گردد. براي همكاري بين بخشي، تبيين فرايند سلامت ناشي از شيوة زندگي سالم، از اهميت چشمگيري برخوردار است. به نحوي كه همة بخشهاي مرتبط بتوانند جايگاه خود را در تامين سلامت پيدا كنند. بديهي است ضرورت اين همكاري، پذيرش سلامت به عنوان محور توسعه پايدار به طور قانونمند است و هر عامل ديگري كه به عنوان محور توسعه پايدار، تلقي شود در درازمدت ميتواند براي تامين سلامت مردم، زيانبار باشد.
بديهي است كه اثر بخشي دو روش فوق، براي اصلاح شيوة زندگي، متفاوت است ولي معمولا قانونمندي و رعايت آن با محوريت سلامت، از اهميت بيشتري برخوردار ميباشد. به عنوان مثال با توانمند سازي فرد و جامعه ميتوان مردم را به مصرف كمتر روغن، نمك، قند و . . . ترغيب كرد، اما اگر با بهره گيري از قوانين اجتماعي بتوان روغني را به بازار عرضه كرد كه داراي ترانس كمتر و يا ميزان اسيد چرب اشباع شده استاندارد باشد اثرات زيانبار آن كمتر خواهد شد. حتي اگر مردم توانمندي اقدام را براي كمتر مصرف كردن آن پيدا نكرده باشند. مثلا در كشور آمريكا با كاهش ميزان ترانس روغنهاي مصرفي، مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي عروقيِ به علّت چربي را حدود 50% كاهش دادهاند.
همينطور اگر يارانه دولتي براي مواد قندي و چربي را حذف نموده به جاي آن براي مواد غذايي ديگري نظير ميوه ها و سبزيها يارانه مناسبي قائل شوند، اثرات سودمندتري بر سلامتي، اِعمال خواهد شد. شايان ذكر است كه اينگونه مثالها براي حوادث ترافيكي و يا حوادث ناشي از بلاياي طبيعي (زلزله و سيل) گوياتر است. به طوري كه اگر در حوادث ترافيكي، سرعت را كنترل كرده، فضاهاي ترافيكي را از هم جدا نماييم و با اجراي قانون از رانندگي افراد خسته و خواب آلوده و يا مست جلوگيري كنيم، اينگونه حوادث را تا حدود 50% كاهش خواهيم داد و چنين استدلالهايي را در رابطه با اجراي قوانين ايمني در احداث ساختمانها به منظور مقابله با بلاياي طبيعي نيز ميتوان به كار برد.
طبيعي است كه مراقبت از بيماريها ميتواند موجبات ارتقاي سلامت را فراهم آورد يعني واقعا مقوله هاي بهبود شيوة زندگي به منظور بيمار نشدن و يا خوب درمان كردن بيماران از هم جدايي ناپذيرند. و لذا مراقبت (Surveillance) مناسب براي بيماريهاي اولويت دار و درمان صحيح آنها براي پيشگيري از بروز عوارض و يا ماندگاري آنها خود نوعي ارتقاء سلامت است.
تهيه پروتكلهاي علمي براي تشخيص و درمان بيماريها و تهيه برنامه هاي مراقبتي براي توجّه كافي به آنها از اقداماتي است كه سودي جز ارتقاي سلامت ندارد. در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، حوزه معاونت سلامت در تشكيلات جديد، اين وظيفه را به عهده گرفته است. نكته مهم ديگر در مراقبت از بيماريها آموزش نيروي انساني بر حسب نياز جامعه و انجام تحقيقات مناسب كاربردي براي توانمند كردن آن است.
|
مطالب مرتبط: |
ارائه دقیق ترین و جالب ترین اطلاعات در مورد شما!!!
پاسخ تمام سوالات در مورد خصوصیات خودتان را در اینجا پیدا می کنید!!!
