رباخواری

رباخواری

سود تصاعدی – مال حرام – ربا – شرکت هرمی – تجارت حرام – جنون تجارت – سود بدون زحمت – سود چند برابری – فساد اقتصادی، و ... این ها کلماتی هستند که امروزه زیاد شنیده می شوند و اجتماعی را به سمت و سوی نادرست هدایت می کنند. قرآن به عنوان کتابی انسان ساز و جامعه مدنی ساز همواره با سود حاصل از ربا مبارزه کرده است که در این چند پست می خواهیم به آن بپردازیم.

در قرآن در چهار سوره بر نفی رباخواری اشاره شده است که عبارتند از سوره بقره - آل عمران – نساءو روم

در آیه 274 سوره بقره به دنبال بحث درباره انفاق در راه خدا و بذل مال براى حمايت از نيازمندان در اين آيات از مساله رباخوارى كه درست بر ضد انفاق است ، سخن مى گويد و در حقيقت هدف آيات گذشته را تكميل مى كند، زيرا رباخوارى موجب افزايش فقر در جامعه و تراكم ثروت در دست عده اى محدود و محروميت اكثر افراد اجتماع است ، انفاق سبب پاكى دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه ، و رباخوارى سبب پيدايش بخل و كينه و نفرت و ناپاكى است .

اين آيات با شدت تمام ، ممنوعيت حكم ربا را شرح مى دهد به علت اینکه يكى از عوامل مهم زندگى طبقاتى و ناتوانى شديد طبقه زحمتكش و طغيان اشراف ربا بوده و هست و لذا مبارزه قرآن با ربا بخش مهمى از مبارزات اجتماعى اسلام را تشكيل مى دهد.

با توجه به اين نكته به تفسير آيه باز مى گرديم : نخست در يك تشبيه گويا و رسا، حال رباخواران را مجسم مى سازد.

مى فرمايد: كسانى كه ربا مى خورند، بر نمى خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماس شيطان با او ديوانه شده و نمى تواند تعادل خود را حفظ كند، گاه به زمين مى خورد و گاه بر مى خيزد.

(الذين ياكلون الربوا لا يقومون الا كما يقوم الذى يتخبطه الشيطان من المس)

در اين جمله شخص رباخوار، تشبيه به آدم مصروع يا ديوانه بيمار گونه اى شده كه به هنگام راه رفتن قادر نيست تعادل خود را حفظ كند و به طور صحيح گام بر دارد.

بعضى مفسران مى گويند منظور تجسم حال آنها در زندگى اين دنيا است ، زيرا عمل آنها همچون ديوانگان است، آنها فاقد تفكر صحيح اجتماعى هستند و حتى نمى توانند منافع خود را در نظر بگيرند و مسائلى مانند تعاون ، همدردى ، عواطف انسانى ، نوع دوستى براى آنها، مفهومى ندارد و پرستش ثروت آن چنان چشم عقل آنها را كور كرده كه نمى فهمند استثمار طبقات زير دست ، و غارت كردن دسترنج آنان بذر دشمنى را در دلهاى آنها مى پاشد، و به انقلابها و انفجارهاى اجتماعى كه اساس مالكيت را به خطر مى افكند منتهى مى شود، و در اين صورت امنيت و آرامش در چنين اجتماعى وجود نخواهد داشت ، بنابراين او هم نمى تواند راحت زندگى كند، پس مشى او مشى ديوانگان است .

مفسران دیگر هم اين احتمال را پذيرفته اند که این آیه اشاره به آن دارد که رباخواران به هنگام ورود در عرصه محشر به شكل ديوانگان و مصروعان محشور مى شوند.

اما از آنجا كه وضع انسان در جهان ديگر تجسمى از اعمال او در اين جهان است ممكن است آيه اشاره به هر دو معنى باشد، آرى رباخواران كه قيامشان در دنيا بيرويه و غير عاقلانه و آميخته با ثروت اندوزى جنون آميز است ، در جهان ديگر نيز بسان ديوانگان محشور مى شوند.

در روایتی امام صادق (عليه السلام ) فرمود: آكل الربا لا يخرج من الدنيا حتى يتخبطه الشيطان

يعنى:رباخوار از دنيا بيرون نمى رود مگر اين كه به نوعى از جنون مبتلا خواهد شد.

در این آیه، سپس به گوشه اى از منطق رباخواران اشاره كرده ، مى فرمايد: اين به خاطر آن است كه آنها گفتند: بيع هم مانند ربا است و تفاوتى ميان اين دو نيست (ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا).

يعنى هر دو از انواع مبادله است كه با رضايت طرفين انجام مى شود.

ولى قرآن در پاسخ آنها مى گويد: چگونه اين دو ممكن است يكسان باشد حال آنكه خداوند بيع را حلال كرده و ربا را حرام (و احل الله البيع و حرم الربوا).